اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

دیگر کسی، تو نمی شود

من در تشییعی که سر و ته جمعیت آن را نمی دانم به کجا وصل بود دیدم که چگونه مردم چون فرزندی یتیم در سوگ پدر می گریستند و آنچنان دل کندن برایشان سخت بود که حتی بعد از به پرواز درآمدن هواپیمای حامل پیکرهای شهید نه دلشان به رفتن بود و نه کمر شکسته اجازه می داد که بلند شوند.

کاوش؛ زهرا رضاپور: این هم سعادتی بود که برگشت پیکر سردار سلیمانی به وطن با خوزستان شروع شود تا مردم این دیار شهیدپرور به مجاهدی ادای احترام  کنند که رییس جمهوری درباره ی ایشان گفته ” اگر سردار سلیمانی نبود قطعا منطقه سرنوشت دیگری داشت”. امروز از گریه های پرصدای زنان، بغض سنگین مردان و ولوله ای که در شهر به پا شد، می شد فهمید که دیگر کسی” تو” نمی شود برایمان سردار.

فروردین ماه گذشته بود که که برای بررسی وضعیت کمک رسانی به مناطق سیل زده به خوزستان آمد حالا اهوازی ها باز هم میزبانش بودند اما افسوس به جای جسمش، پیکرش را به آغوش کشیدند. در سیل که آمدی رسانه ها با شوق نوشتند “سردار سلیمانی آمد”، امروز اما نمی دانستیم بنویسیم سردار آمد یا بنویسیم سردار برای آخرین خداحافظی آمد.

زود خداحافظی کردی سردار؛ ایران و منطقه هنوز هم به حضورت نیاز داشت تا همانند روزهای سیل به مناطق بحران زده سفر کنی و گوش شنوا برای درد و دل های مردم باشی،باید باشی تا امنیت مرزهای ایران را حفظ کنی و قوت قلبی برای کشورهای منطقه باشی، پتکی بر سر داعشی ها.

در اهواز مردم کیلومترها پیکر پاک سردار را از حسینیه ی ثارالله تا فرودگاه اهواز همراهی کردند تا تنها قدری از رشادت های این سردار سرافراز شهید را جبران کنند، بی شک این تشییع خودجوش ترین راهپیمایی عظیم در تاریخ خوزستان بوده است.

این استقبال همراه با انتظار، عشق و اشک که نمی تواند بی دلیل باشد بلکه برای سرداری بود که به سرباز بودن خود افتخار می کرد و امید به آینده روشن می داد، از همان امیدها که ۲ سال پیش گفته بود کمتر از سه ماه دیگر ریشه ی داعش را می خشکانیم و این چنین هم شد.

من در تشییعی که سر و ته جمعیت آن را نمی دانم به کجا وصل بود دیدم که چگونه مردم چون فرزندی یتیم در سوگ پدر می گریستند و آنچنان دل کندن برایشان سخت بود که حتی بعد از به پرواز درآمدن هواپیمای حامل پیکرهای شهید نه دلشان به رفتن بود و نه کمر شکسته اجازه می داد که بلند شوند.

شاید درک احساس و میزان ماتمی که مردم نسبت به از دست دادن سردار خود داشتند از تصاویر و فیلم های رسانه ها نیز قابل درک کردن باشد اما از قدیم گفته اند شنیدن کی بود مانند مانند دیدن. چند تصویر بسته کجا آن حضور مشتاقانه غم انگیز کجا.

دلمان برای اقتدارت، لبخندت، و مردمی بودنت تنگ می شود، اگر می ماندی با غیرتت  به وطن خیلی از کارها شدنی تر بود اما خودخواهانه است که بگوییم کاش زنده می ماندی تا بعد سال ها در بستر بیماری یا براثر کهولت سن بار سفر می بستی. مزد زحماتت جز شهادت نبود همانطور که خودت هم گفته بودی ” کشور به کشور و بیابان به بیابان به دنبال شهادت می گردم” پس ما تنها می توانیم در حسرت نبودت باقی بمانیم و بگوییم شهادت مبارک سردار دلها.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Facebook

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

کاوش پلاس

پربازدیدهای یک ماه گذشته