اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

کروناهای ما ایرانی ها!

وقتی مسائل به حال خود رها و حل نشوند انباشتگی به وجود می آید و در یک چنین روزی اثرات سیستم گونه خود را نشان می دهد و نتیجه آن همین می شود که در اوج بیماری کرونا که روزانه تعداد قابل توجهی را به کام مرگ می کشاند اقتصاد کشور جواب نمی دهد.

کاوش؛ مرتضی آژند*: روزی که کرونا آمد به دلیل ناشناخته بودن رفتار ویرس و مشخص نبودن نحوه مقابله با آن، آزمون و خطاهایی صورت گرفت که چندان ایرادی به آن وارد نبود و شاید طبیعی بود در آن مقطع تعداد مبتلایان و فوتی ها افزایش پیدا کند اما اکنون بعد از گذشت چندین ماه از شیوع ویروس و مشخص شدن راه های انتشار و چگونگی مقابله و کنترل آن، دیگر طبیعی نیست که رکوردهای تعداد مبتلایان و فوتی ها شدید تر از مرحله اول در حال شکستن باشد.

اول ها اگر نمی دانستیم که ویروس از طریق هوا و تنفس منتقل می شود و زدن ماسک می تواند خطر انتشار را به شدت کاهش دهد الان دیگر می دانیم. آن زمان اگر نمی دانستیم که قدرت سرایت و کشندگی ویروس چقدر است و رعایت فاصله اجتماعی چه تاثیر مثبتی در کنترل آن دارد اکنون اما می دانیم. اول ها اگر باور نکرده بودیم که توان تخریبی ویروس چگونه است و آن را توطئه دشمنان خوانده بودیم اکنون آمار بیش از ۲۷ هزار فوتی در کشور و بیش از یک میلیون در جهان پیش روی ماست.

دانستن هایی که با نمی دانم های اولیه تفاوتی در نتیجه نکرده است و حتی بدتر هم شده است و این به نوع الگوی مدیریتی در کشور و رفتار مردم بر می گردد که در همه این سال ها در موقعیت های مختلف خود را نشان داده است. الگوی مدیریتی که به تجربه پشت سر و ملزومات آینده نگاه چندانی نداشته و توان حل مساله را ندارد و اگر هم داشته باشد به دلیل موضوعات حل نشده ای که از گذشته دارد نمی تواند اقدامات لازم را اجرایی کند و به همان نسخه همیگشی حرف درمانی، توصیه و نصیحت روی می آورد.

ستاد مدیریتی که احتمالا می داند با توجه به تجربه بیماری برای جلوگیری از شیوع مجدد ویروس، باید تجمعات و کسب و کارها را تعطیل و با ایجاد بسته های حمایتی نگرانی های اقتصادی مردم را برطرف کند اما معضلات اقتصادی که حاصل مسائل حل نشده از گذشته است و خروجی همین نوع مدیریت کردن، اجازه این اقدام را به آنها نمی دهد و دوگانه جان و معیشت را رقم می زند و ناچار به اتخاذ تصمیمی می شوند که نه از جان حمایت می کند و نه تضمین‌کننده معیشت است.

وقتی مسائل به حال خود رها و حل نشوند انباشتگی به وجود می آید و در یک چنین روزی اثرات سیستم گونه خود را نشان می دهد و نتیجه آن همین می شود که در اوج بیماری کرونا که روزانه تعداد قابل توجهی را به کام مرگ می کشاند اقتصاد کشور جواب نمی دهد و توان حمایت از کسب و کارها و قشر آسیب پذیر که زیر فشار افسارگسیخته تورم در حال نابود شدن هستند وجود ندارد.

اقتصاد که شکننده و تحریم شده باشد توانایی انجام هر اقدامی را می گیرد و نه می توانیم منابع مالی کادر درمان را پرداخت کنیم و نه تجهیزات مورد نیاز بیمارستان ها را تامین و ظرفیت سازی کنیم. حتی شرایط به سمتی در حال پیش رفتن است که دیگر برای تهیه واکسن آنفلوآنزا هم دچار محدودیت شده ایم و این موارد نشان می دهد که برای دسترسی به داروی احتمالی کرونا با چه موانعی رو به رو خواهیم شد و ماندگاری بیماری در کشور چقدر طول خواهد کشید.

در قسمت دیگر این ناکامی تاریخی در حل مسائل، بخشی از مردم هستند که کرونا را جدی نمی گیرند و دستورالعمل ها را رعایت نمی کنند. کسانی که در سیل، زلزله و دیگر بلایا باید از آنها خواسته شود که تجمع نکنند و به خودروهای امدادی اجازه عبور دهند. شهروندانی آموزش ندیده که گویا بدیهات را هم نمی دانند و در هر حالت باید مقاومت کنند و بنای همکاری ندارند حتی اگر نزدن یک ماسک به قیمت از دست دادن جانشان باشد.

اگر از آنها بپرسی که چرا بار سفر بسته ای یا چرا تجمعات را برگزار می کنید برای توجیه اعمال خود به دوگانه سازی مراسمات مذهبی و غیر مذهبی اشاره می کنند و اگر محدودیتی در برگزاری تجمع و منع تردد وضع کنند مخفیانه و قهرمان گونه در دورهمی ها شرکت می کنند. نهایت همراهی و مسئولیت پذیری آنها این است که در شبکه های مجازی درس اخلاق بدهند و دیگران را ترغیب به عدم برگزاری تجمعات، مسافرت نرفتن و ماسک زدن بکنند بدون آنکه خود به آنها اعتقادی داشته باشند.

این است تفاوت کرونای ما ایرانی ها با دیگر کشورها که آمار مبتلایان و قربانیانمان با توجه به جمعیتی که داریم قابل توجه و صاحب رتبه است و علی رغم شناختی که از رفتار ویروس و تجارب موفقی که در کنترل آن وجود دارد، جان و معیشت را با هم از ما گرفته است.

هرچند نمی توان‌ گفت که با این روند مسائل حل نشده و تاثیر آن بر همدیگر چه آینده ای در انتظارمان است و چند کرونای دیگر تاب مقاومت وجود دارد اما یک چیز مشخص است و آن این موضوع که شما نمی توانید برای همیشه مسائل اساسی کشور را حل نشده باقی بگذارید و انتظار داشته باشید که در اداره کشور با چالش رو به رو نشوید.

 

*مدیر مسئول پایگاه خبری کاوش اخبار

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Facebook

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

کاوش پلاس

پربازدیدهای یک ماه گذشته